Monday, November 5,8:27 PM

حاج آقا


کاری با این آقاهه ندارم که چوپونی بیش نیست و دلم می‌خواد بگیرم یه فصل از مملکت تبعیدش کنم به سیبری
خوش اومدن از یه شخصیت یا بد اومدن ازش هم فی حد ذاته ربطی به نقش مذهبی اون فرد یا مقام شامخ روحانیت معزز و مکرم نداره !!
اما خب این آقایی که به خودش جرأت داده این لباس رو بپوشه و نماینده ی معنویت و امور اخروی مردم بیچاره باشه علیحده چرا نمی‌ره دوزار حرف زدن یاد بگیره؟!
به خدا من متحیرم که سطح یک ِحوزه رو چجوری گذرونده که یه جمله ی ساده که یه مفهوم معلوم و مشخص رو توی نیم ساعت حرف زدن برسونه هم نتونست بگه؟!!
در ضمن ... این لباس که برای قداست دادن بهش می‌گن لباس پیامبره ... با ارکان اسلام اصلاً مغایرت داره آقا!!
به جان خودم! ... لباس عربی آخه هزار و خورده ای ساله که به همین شکل رایج فعلی توی کشورای عربی مونده و بلندی و شکل خاصش هم برمی‌گرده به آب و هوای گرم و خشک صحرا و مناطقی که عرب‌ها زندگی می‌کنن ...
اصلاً اسلام کجا و اینهمه اسراف در مصرف پارچه کجا؟! با عقل جور در نمیاد ...
بعد تازه ... بیچاره خانمش با اینهمه ریش زمخت و نتراشیده و نخراشیده چه می‌کشه از دست ایشون؟!
نظافتش هم سخت تر از زدنشه ...
یخورده دیگه بگذره به نظرم بنده با این عقل گرایی فجیعی که دچارش شدم و اثرات یه چیزائیه که به اسم آرامبخش و اینا خوردم تا سردرد نگیرم ؛ کلاً دارم با این جماعت مشکل پیدا می‌کنما !!!
برم از این مملکت !
 
posted by Ali.Mohtashami
Permalink ¤